The Sigh That Heaves The Grasses
سرم منگ است. احساس می کنم هر لحظه امکان دارد سرم بیفتد روی کی بورد. طبق معمول کلی کار دارم. طبق معمول اصلن روحیه و انرژی و خیلی چیزهای دیگر که یک آدم سالم باید داشته باشد تا از یک موفقیت نسبی توی درسش و کارش و روابط با اطرافیانش برخوردار باشد را ندارم. یعنی در حقیقت خیلی وقت است که آرامش ندارم.
وای. خیلی وقته این جا ننوشتم. من یه جورایی لال مونی گرفتم ولی دلم نمیاد این جارو حذف کنم. همش فکر می کنم بالاخره یه روزی میاد که حرفی داشته باشم برای زدن. نگهش می دارم. این جارو.
چه مصیبتی ست ها. من از همه ی عروس دامادها زن و شوهر ها و همه ی زوج های رسمی دنیا متنفر شده م.
Stone,steel,dominions pass
Faith too,no wonder;
So leave alone the grass
That I am under.
All knots that lovers tie
Are tied to sever,
Here shall your sweet-heart lie,
Untrue for ever.
-A.E.Housman
بیا به من بگو من تو را هیچ وقت موقتی نمی خواهم. موقتی نخواسته ام.
هیچ وقت.
موقتی لعنتی.
ولی مرگ هم قدرت داشت او را به بهت و حیرت و حس شکوه بیندازد.حالا روما این را خوب می دانست-صرف همین که آدم می تواند سال ها و سال ها زنده باشد فکر کند و نفس بکشد و غذا بخورد پر باشد از میلیون ها دغدغه و فکر و احساس بخشی از فضای دنیا را اشغال کند و بعد در یک لحظه دیگر نباشد و پاک ناپدید شود.
- جومپا لاهیری.خاک غریب
| Design By : nightSelect.com |

